|
کاغذ پاره های من
امیدوارم لحظات خوبی در این سایت داشته باشید .....
در خانه اگر كس است يك حرف بس است
امواج زندگي را بپذير حتی اگرگاهی تورا به عمق دریا ببرند
آن ماهی را که همیشه آسوده برروی آب می بینی مرده است
|
من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم
حرفی از جنس زمان نشنیدم
هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود
کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد
هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت
زندگی خالی نیست
مهربانی هست
سیب هست
ایمان هست
آری تا شقایق هست زندگی باید کرد
|
 این شعرها دیگر برای هیچ کس نیست نه! در دلم انگار جای هیچ کس نیست
آنقدر تنهایم که حتی دردهایم دیگر شبیهِ دردهای هیچ کس نیست
حتی نفسهای مرا از من گرفتند من مردهام در من هوای هیچ کس نیست
دنیای مرموزیست ما باید بدانیم که هیچکس اینجا برای هیچکس نیست
باید خدا هم با خودش روراست باشد وقتی که میداند خدای هیچکس نیست
من میروم هر چند میدانم که دیگر پشت سرم حتی دعای هیچکس نیست
کلمات کلیدی :شعر, هيچ كس , تنهايي , پشت سر,هيچ كس,کاغذ پاره های من,
| موضوعات:کاغذ پاره های من,
منبع:هيچ كس | بازدید از پست:4
|

کاش می دانستی بعداز آن دعوت زیبا به ملاقات خودت من چه حالی بودم! خبر دعوت دیدارت چونکه از راه رسید پلک دل باز پرید من سراسیمه به دل بانگ زدم آفرین قلب صبور زود برخیز عزیز جامه تنگ در آر وسراپا به سپیدی تو درآ. وبه چشمم گفتم: باورت می شود ای چشم به ره مانده خیس؟ که پس از این همه مدت ز تو دعوت شده است! چشم خندید و به اشک گفت برو بعداز این دعوت زیبا به ملاقات نگاه. و به دستان رهایم گفتم: کف بر هم بزنید هر چه غم بود گذشت. دیگر اندیشه لرزش به خود راه مده! وقت ان است که آن دست محبت ز تو یادی بكند خاطرم راگفتم: زودتر راه بیفت هر چه باشد بلد راه تویی. ما که یک عمر در این خانه نشستیم تو تنها رفتی بغض در راه گلو گفت: مرحمت کم نشود گوییا بامن بنشسته دگر کاری نیست. جای ماندن چو دگر نیست از این جا بروم پنجه از مو بدرآورده به آن شانه زدم و به لبها گفتم: خنده ات را بردار دست در دست تبسم بگذار و نبینم دیگر که تو برچیده و خاموش به کنجی باشی مژده دادم به نگاهم گفتم: نذر دیدار قبول افتادست ومبارک بادت وصل تو با برق نگاه و تپش های دلم را گفتم: اندکی آهسته آبرویم نبری پایکوبی ز چه برپا کردی نفسم را گفتم: جان من تو دگر بند نیا اشک شوقی آمد تاری جام دو چشمم بگرفت و به پلکم فرمود: همچو دستمال حریر بنشان برق نگاه پای در راه شدم دل به عقلم می گفت: من نگفتم به تو آخر که سحر خواهد شد هی تو اندیشیدی که چه باید بکنی من به تو می گفتم: او مرا خواهد خواند و مرا خواهد دید عقل به آرامی گفت: من چه می دانستم من گمان می کردم دیدنش ممکن نیست و نمی دانستم بین من با دل او صحبت صد پیوند است سینه فریاد حرف از غصه و اندیشه بس است به ملاقات بیندیش و نشاط آخر ای پای عزیز قدمت را قربان تندتر راه برو طاقتم طاق شده چشمم برق می زد /اشک بر گونه نوازش می کرد/لب به لبخند تبسم میكرد /دست بر هم میخورد مرغ قلبم با شوق سر به دیوار قفس می كوبید عقل شرمنده به آرامی گفت: راه را گم نکنید خاطرم خنده به لب گفت نترس نگران هیچ مباش سفر منزل دوست کار هر روز من است عقل پرسید :؟ دست خالی که بد است کاشکی... سینه خندید و بگفت: دست خالی ز چه روی !؟ این همه هدیه کجا چیزی نیست! چشم را گریه شوق قلب را عشق بزرگ روح را شوق وصال لب پر از ذکر حبیب . خاطر آکنده یاد

کلمات کلیدی :کاش می دانستی , دعوت , ملاقات ,اشك ,,کاش می دانستی ,کاغذ پاره های من,
| موضوعات:کاغذ پاره های من,
منبع:کاش می دانستی | بازدید از پست:32
|
یا كاشف َالكربعن وَجه الحسین، ِاكشف لی كربی بحق اخیك الحسین (ع)
رجب
شعبان
...
.
.
ذي القعده
ذي الحج
محرم
ماههايي كه هر كدام معنايي دارند
ذي الحج ماهي كه همه در آن به ياد عيد مي افتند
عيد بزرگ شيعه
غدير
قربان
همه شادند از زيارت خانه خدا
اما من با آمدن اين ماه دلم ميگيرد
اين ماه وقتي همه به حج ميروند يك نفر مكه را ترك ميكند و به سمت ديگري ميرود
يك نفر سرزمين كربلا را به حج مقبول ترجيح ميدهد
امام حسين در روز عاشورا كشته نشد
امام حسين در ماه ذيالحجه كشته شد
آن موقعي كه قوم جاهل نفهميدند چه ميكنند
امام حسين آن موقعي كشته شد كه كوفيان فرق حسين و ابن زياد را نفهميدند و به استقبال او رفتند
حسين آن موقعي كشته شد كه مردم در حقانيت علي شك كردند
اي مردم
حسين را تيغ تيز شمشيرها نكشت
حسين را جهالت امتي كشت كه فراموش كردند چه بودند و چه شدند و چه ميخواهند
حسين به تيغ مكر حاكماني كشته شد كه از دين نه پله سعادت كه ابزار قدرت نمايي ساختند
اما چه ساده انديشيدند كه حسين را كشتند
حسين زنده است
و چون خورشيدي بر تارك تاريخ مي درخشد
یا كاشف َالكربعن وَجه الحسین، ِاكشف لی كربی بحق اخیك الحسین (ع)

کلمات کلیدی :یا كاشف َالكربعن وَجه الحسین, ِاكشف لی كربی بحق اخیك الحسین (ع),یا كاشف َالكربعن وَجه الحسین، ِاكشف لی كربی بحق اخیك الحسین (ع),دست نوشته های من,
| موضوعات:دست نوشته های من,
منبع:یا كاشف َالكربعن وَجه الحسین، ِاكشف لی كربی بحق اخیك الحسین (ع) | بازدید از پست:16
|
ماجرای نامه انیشتین به آیت الله بروجردی
ماجرای نامه انیشتین به آیت الله بروجردی

آلبرت اینشتین در رساله پایانی عمر خود با عنوان دی ارکلرونگ، یعنی بیانیه، که در سال 1954 (1333ش) آن را در آمریکا و به آلمانی نوشته است اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح می دهد و آن را کامل ترین و معقول ترین دین می داند. این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی است که توسط مترجمین برگزیده شاه ایران و به صورت محرمانه صورت پذیرفته است. به گزارش جهان جهان اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از نهج البلاغه و بیش از همه بحارالانوار علامه مجلسی که از عربی به انگلیسی و ... توسط حمیدرضا پهلوی (فوت 1371 ش) و ... ترجمه و تحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند. از آن جمله حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (ص) نقل می کند که هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی می خورد و آن ظرف واژگون می شود. اما بعد از این که پیامبر اکرم (ص) از معراج جسمانی باز می گردند مشاهده می کنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ... اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه "انبساط و نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن می نویسد.... همچنین اینشتین در این رساله "معاد جمسانی" را از راه فیزیکی اثبات می کند (علاوه بر قانون سوم نیوتون = عمل و عکس العمل) او فرمول ریاضی "معاد جسمانی" را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" می داند: E=M.C2>>M=E:C2 یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد. اینیشتین در این کتاب همواره از آیت الله بروجردی با احترام و بارها به لفظ "بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ "حسابی عزیز"...یاد کرده است. 000/000/3 دلار بهای خرید این رساله توسط پروفسور ابراهیم مهدوی (مقیم لندن) با کمک برخی از اعضاء شرکت های اتومبیل بنز و فورد و .. از یک عتیقه دار یهودی بوده و دست خط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خط شناسی رایانه ای چک شده و تأیید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است.
کلمات کلیدی :ماجرای نامه انیشتین به آیت الله بروجردی,ماجرای نامه انیشتین به آیت الله بروجردی,کاغذ پاره های من,
| موضوعات:کاغذ پاره های من,
منبع:ماجرای نامه انیشتین به آیت الله بروجردی | بازدید از پست:19
|
براي درد غريبي دواشدن سخت است
نميدونم چرا تو اين دنيا فقط صفحات سفيد كاغذ برام مونده
اينروزا روزاي سختيه
نه بخاطر نبودن تو
تو هستي و ديگران مرا متهم ميكنند
من با تو نفس ميكشم
اگه هنوز با مني
اگه هنوز صدتي نفس مرا ميشنوي
اگر هنوز در نگاهتان فروغي دارم
آقاي من
من ديگر اين دنيا را نميخواهم
زيباييهايش را نميخواهم
بزرگيش را نميخواهم
سهم من از زندگي جز غم و درد نبود
تو رو به خدا بود؟؟
سهم من از دنيا زندگي نبود؟
تو رو به خدا بود
سهم من از سختيها تيشه طعنه نبود؟
تو رو به خدا بود؟

من اعتراف ميكنم كه هيچ خدايي نيست جز خداي يگانه
من اعتراف ميكنم كه در تمام زندگيم هيچ خدايي را جز خداي قادر متعال نپرستيدم
من اعتراف ميكنم كه محمد بنده رسول و خاتم پيامبران است
من اعتراف ميكنم كه علي ولي خدا و جانشين رسول خداست
من اعتراف ميكنم به ولايت 12 امام معصوم
من اعتراف ميكنم به باورم به روز جزا
من اعتراف ميكنم كه گناهكارم و اميدوارم به رحمت خدا
من اعتراف ميكنم به اينكه يقين دارم خدا عادل است و او مرا درك ميكند
من اعتراف ميكنم....
چرا كسي مرا دار نميزند
من كه به همه چيز اعتراف كردم
من به همه چيز اعتراف كردم و آماده ام تا كشته شوم
.
.
.
امشب هم گذشت و كسي ما رو نكشت
به اميد فردا چشم به راه خنجري مينشينم
باشد كه امشب شام آخر باشد!!!

کلمات کلیدی :براي درد غريبي دواشدن سخت است , اعتراف , اعدام , خنجر , ايمان , تهمت,براي درد غريبي دواشدن سخت است,حال و هوای امروز من,
| موضوعات:حال و هوای امروز من,
منبع:براي درد غريبي دواشدن سخت است | بازدید از پست:23
|
جواب زنده بودنم مرگ نبود؛ جون شما بود

دیوونه کیه؟ عاقل کیه؟ جونور کامل کیه؟ واسطه نیار، به عزتت خمارم حوصلهی هیچ کسی رو ندارم کفر نمیگم، سوال دارم یک تریلی محال دارم تازه داره حالیم میشه چیکارهام میچرخم و میچرخونم ٬ سیارهام تازه دیدم حرف حسابت منم طلای نابت منم تازه دیدم که دل دارم، بستمش راه دیدم نرفته بود، رفتمش جوونهی نشکفته رو٬ رستمش ویروس که بود حالیش نبود هستمش
جواب زنده بودنم مرگ نبود؛ جون شما بود؟ مردن من مردن یک برگ نبود؛ تو رو به خدا بود؟
اون همه افسانه و افسون ولش؟ این دل پر خون ولش؟ دلهرهی گم کردن گدار مارون ولش؟ تماشای پرندهها بالای کارون ولش؟ خیابونا، سوت زدنا، شپ شپ بارون ولش؟
دیوونه کیه؟ عاقل کیه؟ جونور کامل کیه؟ گفتی بیا زندگی خیلی زیباست؛ دویدم چشم فرستادی برام تا ببینم؛ که دیدم
پرسیدم این آتش بازی تو آسمون معناش چیه؟ کنار این جوب روون معناش چیه؟ این همه راز، این همه رمز این همه سر و اسرار معماست؟ آوردی حیرونم کنی که چی بشه؟ نه والله! مات و پریشونم کنی که چی بشه؟ نه بالله! پریشونت نبودم؟ من، حیرونت نبودم؟
تازه داشتم میفهمیدم که فهم من چقدر کمه اتم تو دنیای خودش حریف صد تا رستمه گفتی ببند چشماتو وقت رفتنه انجیر میخواد دنیا بیاد، آهن و فسفرش کمه
***
چشمای من آهن انجیر شدن حلقهای از حلقهی زنجیر شدن عمو زنجیر باف زنجیرتو بنازم چشم من و انجیرتو بنازم
دیوونه کیه؟ عاقل کیه؟ جونور کامل کیه؟

کلمات کلیدی :حسين پناهي , ديوونه كيه , مردن , جواب زنده بودنم مرگ نبود,جواب زنده بودنم مرگ نبود؛ جون شما بود,دست نوشته های من,
| موضوعات:دست نوشته های من,
منبع:جواب زنده بودنم مرگ نبود؛ جون شما بود | بازدید از پست:35
|
نشانی هاست در چشمش نشانش کن نشانش کن
امروز تب دارم
نه چند روزي هست كه تب دارم
ديگه دلم نميلرزه ولي تنم در گرماي دلم ميسوزه
قصه رفتن و نگفتن حكايت دل شكسته ماست
اي كاش زودتر ميرسيد آنكسي كه از بدو تولد انتظارش را ميكشم
اي كاش
اين شعر تقديم به دوستي كه هرگز نديدمش

نشانی هاست در چشمش نشانش کن نشانش کن ز من بشنو که وقت آمد کشانش کن کشانش کن برآمد آفتاب جان فزون از مشرق و مغرب بیا ای حاسد ار مردی نهانش کن نهانش کن از این نکته منم در خون خدا داند که چونم چون بیا ای جان روزافزون بیانش کن بیانش کن بیانش کرده گیر ای جان نه آن دریاست وان مرجان نیارامد به شرحش جان عیانش کن عیانش کن عیانش بود ما آمد زیانش سود ما آمد اگر تو سود جان خواهی زیانش کن زیانش کن یکی جان خواهد آن دریا همه آتش نهنگ آسا اگر داری چنین جانی روانش کن روانش کن هر آن کو بحربین باشد فلک پیشش زمین باشد هر آن کو نی چنین باشد چنانش کن چنانش کن برون جه از جهان زوتر درآ در بحر پرگوهر جهنده ست این جهان بنگر جهانش کن جهانش کن اگر خواهی که بگریزی ز شاه شمس تبریزی مپران تیر دعوی را کمانش کن کمانش کن

کلمات کلیدی :نشانی هاست در چشمش نشانش کن نشانش کن,دوست,تب,نشانی هاست در چشمش نشانش کن نشانش کن ,حال و هوای امروز من,
| موضوعات:حال و هوای امروز من,
منبع:نشانی هاست در چشمش نشانش کن نشانش کن | بازدید از پست:62
|
يادم مياد بچه كه بودم هميشه دلم ميخواست بچگي كنم
نگذاشتند
دوران نوجوانيم گم شد
جوانيم را در پيريم جا گذاشتم
و امروز حسرت روزهايي را ميخورم كه ميدانم در آينده از دستشان ميدهم
من به كدام گناه متهمم
شما بگوييد!!!!!

برگرد اي خاطرات كودكي
برسوار اسبهای چوبکی
خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن ماناترند
درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود
درس پند اموز روباه وخروس
روبه مکارو دزد وچاپلوس
روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است
کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود
باوجود سوزو سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید
تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم
پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفتر ها به رنگ کاه بود
همکلاسی های درد ورنج وکار
بچه های جامه های وصله دار
بچه های دکه سیگار سرد
کودکان کوچک اما مرد مرد
کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود وتفریقی نبود
کاش میشد باز کوچک می شدیم
لااقل یک روز کودک می شدیم
یاد ان آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش
ای معلم نام وهم یادت بخیر
یاد درس آب وبابایت بخیر
ای دبستانی ترین احساس من
بازگرد این مشقها را خط بزن
کلمات کلیدی :كودكان دهه 60 , روزهاي بر باد رفته, به ياد روزهاي سوخته,كودكيهاي بر باد رفته,حال و هوای امروز من,
| موضوعات:حال و هوای امروز من,
منبع:كودكيهاي بر باد رفته | بازدید از پست:36
|

اگر مرا فراموش کنی پابلو نرودا ترجمه از دکترزری اصفهانی
میخواهم یک چیز را بدانی میدانی که چگونه است اگر من به ماه بلورین برشاخه سرخ پائیز دیرپا نگاه کنم اگر برخاکستر نا سودنی درکنار آتش یا برپیکر چروکیده هیزم دست بسایم هرچیزی مرا بسوی تو میکشد گویا که هرچه هست عطرها نور فلزات قایق های کوچکی هستند که مرا بسوی جزایز تو که درانتظارمن اند میکشانند و اینک اگر ذره به ذره تو از دوست داشتن من دست برداری من نیز ذره ذره دوست داشتن ترا ترک خواهم کرد اگر ناگهان فراموشم کنی به جستجویم نیا زیرا که من نیز درآن هنگام
فراموشت کرده ام اگر تو وزیدن پرچم هایی را که درزندگی من میگذرند دیوانه وار و طولانی بدانی و تصمیم بگیری که مرا درساحل قلبی که درآن ریشه کرده ام ترک کنی بیاد داشته باش که درآنروز و درآن ساعت بازوانم را فرا خواهم کشید و ریشه هایم درجستجوی سرزمینی دیگر حرکت خواهند کرد
اما اگرهرروز هرساعت احساس کنی که بسوی من می آیی با شیرینی بدون جایگزین اگر هرروز یک گل , درجستجوی من از لبان تو بالارود آه عشق من ، آه عشق من درمن همه آتشها تکرار میشوند درمن هیچ چیزی خاموش و فراموش نمیشود عشق من از عشق تو سیراب میشود محبوب وتا زمانی که تو زندگی کنی عشق من در آغوش تو خواهد بود بی آنکه مرا ترک کند
کلمات کلیدی :اگر مرا فراموش کنی,اگر مرا فراموش کنی,کاغذ پاره های من,
| موضوعات:کاغذ پاره های من,
منبع:اگر مرا فراموش کنی | بازدید از پست:37
|
من زنده بودم اما انگار مرده بودم
نمي دونم اولين بار كجا ديدمش
نميدونم اولين جمله اي كه بهش گفتم چي بود
نميدونم اولين چيزي كه به فكرم رسيد چي بود
نميدونم ازش چي ميخواستم
يادم نيست نگاهش بهاري بود يا پاييزي
نميدونم اصلا ديدمش يا نه
فقط مييدونم انگار يك عمر باهام بوده
او بوده و من نديدم
او گفته و من نشنيدم
او سلام كرده و من جواب ندادم
او رفيق بوده و من نارفيق بودم
.
.
.
نمدونم او الان هم هست كه ديگر نميبينمش
ايمان دارم منو تنها نميذاره
با من حرف ميزنه
راه ميره
گوش ميكنه
از من ناراحت ميشه و زود فراموش ميكنه
اون هنوز با منه!!!
و من هنوز نميدانم
امان از درد جهالت

سکوت می کنم و عشق ، در دلم جاری است
که این شگفت ترین نوع خویشتن داری است
تمام روز ، اگر بی تفاوتم ؛ اما
شبم قرین شکنجه ، دچار بیداری است
رها کن آنچه شنیدی و دیده ای ، هر چیز
به جز من و تو و عشق من و تو ، تکراری است
مرا ببخش ! بدی کرده ام به تو، گاهی
کمال عشق ، جنون است و دیگرآزاری است
مرا ببخش اگر لحظه هایم آبی نیست
ببخش اگر نفسم ، سرد و زرد و زنگاری است
بهشت من ! به نسیم تبسمی دریاب
جهانِ جهنم ما را ، که غرق بیزاری است
کلمات کلیدی :من زنده بودم اما انگار مرده بودم , تنها , خدا هست,من زنده بودم اما انگار مرده بودم,دست نوشته های من,
| موضوعات:دست نوشته های من,
منبع:من زنده بودم اما انگار مرده بودم | بازدید از پست:30
|
صفحات سایت:
1 | 2 |
Powered By
This Themplate By
Theme-Designer.Com
|
اگر می خواهید با وبسایت ما تبادل لینک کنید لینک ما را با نام " کاغذ پاره های من " قرار
دهید و لینک خود را در بخش ارسال لينك قرار دهید تا چنانچه ما را لینک کرده اید به
طور خودکار لینک در سایت ما قرار می گیرد .
دوستت دارم ها را نگه میداری برای روز مبادا ,
دکتر شریعتی ,
براي يك سفر دور توشه برداريد ,
تنهايي ,
سلام ,
فراغ ,
شجريان ,
نامه ,
دوست ,
غریب ,
چه ميكشم ,
بچگي ,
استعفا ,
بها ,
بهشت ,
نویسندگان :
» بازدید های امروز: 5
» بازدید های دیروز: 45
» آخرین بروز رسانی : [cb:stat_modify_date]
» بازدید های امسال: 4781
» بازدید های کل: 10222
» کاربران مهمان آنلاین: 0
» کاربران عضو آنلاین: 0
» مجموع کاربران آنلاین: 0
» کل مطالب: 20
» کل اعضاء:2
|